قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4661
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء هفتصد و شصت و هشت هجرى [ موافق سال هفتصد و پنجاه و هشتم از رحلت خير البشر ] چون امير موسى از قرشى گريخته به امير حسين پيوست و صورت اين واقعه را كه از ابتداى آفرينش تا امروز به غرابت اين امر نشان نداده بودند ، بازگفت ، امير حسين تعجب « 1 » بسيار نمود و فى الواقع جاى تعجب بود و امير موسى و اولجايتو و جهانشاه و پولادبوغا را به جنگ آن حضرت فرستاد و خود نيز متعاقب سواشده ايشان به تنگ چكچك آمده ، آن حضرت به عزم شبيخون سوار شده و از راه يلغزباغ « 2 » برف كوفته بگذشت و جمعى را به خبرگيرى فرستاد . ايشان بيست كس از مردم ياغى را گرفتار آوردند و خبر تحقيق شد كه مخالفان از تنگ چكچك گذشتهاند و ده هزار سوار تمام يراقاند . آن حضرت را زياده از دويست در ركاب نبود و بعد از آنكه فتحى چنان ميسر شده بود صلاح در آن نديد كه ديگرباره با ايشان جنگ صف كند و مجال شبيخون نمانده بود . عزيمت بخارا نمود . مخالفان با آنكه ديدند كه اندك جماعتى بودند و به آهستگى مىروند ، از جاى خود نجنبيدند . آن حضرت به بخارا آمده محمود شاه و على ييسورى شرايط خدمت به جاى آوردند . امير جاكو بنابر آنكه وقتى محمود شاه را بر دم اسب بسته بود « 3 » ، و هم به خود راه داد و به اتفاق امير سيف الدين و عباس بهادر بىرخصت به خراسان روان شدند و آن حضرت در
--> ( 1 ) . ق : نعمت . ( 2 ) . مطلع السعدين : يلغز آغاجى . ( 3 ) . ظفرنامه : « محمود شاه را بر دم اسب بسته دوانيده بود و پيش و پس چوب زده ادب بليغ كرده بر جانب او اعتماد نداشت به صورت دولتخواهى بر خاطر صاحبقرانى مىنگاشت كه مصلحت وقت توجه به جانب خراسان است و هرچند مبالغه نمود ، آن حضرت قبول نفرمود . . . بىاستجازه به طرف خراسان به ماخان رفتند . »